close
تبلیغات در اینترنت
پیامک دیالوگ داستان کاریکلماتور
چهارشنبه 30 آبان 1397

ADS [A1]
اطلاعات کاربری

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
کدهای اختصاصی
نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

    زنان ریشه های انسانیت اند ؛

     

    اشتباه خواهد بود اگر فکر کنیم

     

    با محدود کردن ریشه ها

     

    شاخه ها بهتر رشد خواهند کرد !

     

    هر قدر ریشه ها محدودتر شود ،

     

    شاخه ها پژمرده تر ، فاسدتر

     

    و رشد نایافته تر خواهند شد ...

     

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

    در روز اول سال تحصیلی، خانم تامسون؛ معلم كلاس پنجم دبستان وارد كلاس شد و پس از صحبت‌های اولیه، مطابق معمول به دانش‌آموزان گفت كه همه‌ی آن‌ها را به‌یك اندازه دوست دارد و فرقی بین آن‌ها قائل نیست.

    البته او دروغ می‌گفت و چنین‌چیزی امكان نداشت. مخصوصاً این‌كه پسر كوچكی در ردیف جلوی كلاس روی صندلی لَم داده بود به‌نام تدی استوارت كه خانم تامسون چندان دل خوشی از او نداشت. 

    تدی سال قبل نیز دانش‌آموز همین كلاس بود. همیشه‌ لباس‌های كثیف به‌تن داشت، با بچه‌های دیگر نمی‌جوشید و به درسش هم نمی‌رسید. او واقعاً دانش‌آموز نامرتبی بود و خانم تامسون از دست او بسیار ناراضی بود و سرانجام هم به اوو نمره‌ی قبولی نداد و او را رفوزه كرد.

    امسال كه دوباره تدی در كلاس پنجم حضور می‌یافت، خانم تامسون تصمیم گرفت به پرونده‌ی تحصیلی سال‌های قبل او نگاهی بیاندازد تا شاید به‌علت درس‌نخواندن او پی ببرد و بتواند كمكش كند.

    معلم كلاس اول تدی در پرونده‌اش نوشته بود: تدی دانش‌آموز باهوش، شاد و بااستعدادی است. تكالیفش را خیلی خوب انجام می‌دهد و رفتار خوبی دارد، «رضایت كامل».

     

    مابقی در ادامه مطلب


    نویسنده : سید محمد
    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

     

     

     

    پدر زحمتکش در دمای 50 درجه سخت مشغول کار کردن بود
    و پسر 26 ساله اش بی توجه غرق در فیسبوک این پست را گذاشت: " بسلامتی همه ی پدرا... مادر از 5 صبح بیدار شده بود و مشغول کار های خانه ولی دخترش ساعت 2 ظهر از خواب بیدار شد و چند ساعت بعد در فیس بوک پست گذاشت : همه ی هستی ام مادر...
    در همان لحظه مادر وارد اتاق دختر شد
    دختر داد زد : هزار بار بهت گفتم بی اجازه نیا تو اتاقم، نمی فهمی؟؟؟ راستی، پست دختر کلی لایک خورد... مرد تابلوی خاتم کاری شده زیبایی را که خریده بود،
    روی دیوار نصب کرد...
    همسرش گفت: حال برادرت را که بیمار است پرسیده ای...؟
    با عصبانیت گفت: الان حوصله ندارم...
    راستی! روی تابلو نوشته بود:
    "بیا تا قدر یکدیگر بدانیم..." !
    راستی! هیچ فکر کرده ایم که شعار هایمان در دنیای مجازی، چقدر، به رفتارمان در فضای حقیقی شباهت دارند؟؟!

     

     

     

     

     

    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

    ﻫﺮﭼﻪ ﺭﻭﺡ ﺷﻤﺎ ﻋﻈﯿﻢ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ

    ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﺮ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ

    ﻫﺮﭼﻪ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﺗﺮ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪﯼ

    ﻫﺮﭼﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﻣﯿﺸﻮﯼ

    ﻫﺮﭼﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﺷﻮﯼ ﮐﻤﺘﺮ ﺁﺳﯿﺐ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ

    ﻫﺮﭼﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﺁﺳﯿﺐ ﺑﯿﻨﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﻣﯿﺒﺨﺸﯽ

     ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺭوحتان افزون باد

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

    عروسکی که در پنج سالگی خراب شد و کلی غصه اش را خوردیم، در ده سالگی دیگر اصلا مهم نیست..

    نمره امتحانی که در دبیرستان کم شدیم و آنقدر به خاطرش اشک ریختیم و روزگارمان را تلخ کرد در دوران دانشگاه هیچ اهمیتی ندارد و کلا فراموش شد...

    آدمی که در اولین سال دانشگاه آنقدر به خاطرش غصه خوردیم و اشک ریختیم و بعد فهمیدیم ارزشش را نداشته و دنیایمان ویران شد، در سی سالگی تبدیل به غباری از یک خاطره دور دور دور شده که حتی ناراحتمان هم نمیکند....

    و چکی که برای پاس کردنش در سی سالگی آنقدر استرس و بی خوابی کشیدیم، در چهل سالگی یک کاغذ پاره بی ارزش و فراموش شده است...

    پس یقین داشته باشيم که مشکل امروزت، اینقدرها هم که فکر میکنیم بزرگ نیست...

    این یکی هم حل می شود ...

    میگذرد و تمام میشود...

    غصه خوردن برای این یکی هم همان قدر احمقانه است که درسی سالگی برای. خراب شدن عروسک پنج سالگی غصه بخوریم!

    دوستان ارزشمندم؛

    همه مشکلات،همان اسباب بازي پنج سالگی است...

     

     


    نویسنده : سید محمد
    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

    کتاب شهید مطهری رو میخوندم خط به خطش برا خودش داستانی داره که هرکیقد منطقش میتونه

     

     

     

     

    ازش برداشت کنه

    پس بدون شرح متن رو میگذارم خودتون برداشت کنید

     

    بعضی ها خیال میکنند انسان طبعا طالب تنوع است،اصلا تنوع را دوست دارد یعنی اینکه از نوعی به نوع دیگر لذتهایش را عوض کند،محبوب هایش را عوض کند،خود تنوع مطلوب است.

    در صورتی که اینجوری نیست،علت اینکه تنوع مطلوب است این است که هیچ مطلوبی قدرت ندارد مطلوبیت خودش را برای همیشه حفظ کند و جهتش این است که آن مطلوب،مطلوب مجازی بشر است مطلوب واقعی و حقیقی نیست.

    اگر یک شی مطلوب واقعی و حقیقی باشد انسان از او سرد نمیشود و اگر از او سرد نشد طالب تنوع نیست .....

     

     

    متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

     

    کتاب توحید صفحه 59

     

     



    نویسنده : سید محمد
    نویسنده : سید محمد
    صفحات سایت
    تعداد صفحات : 35
    آمار سایت
    آمار مطالب
    کل مطالب : 349
    کل نظرات : 70
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا : 3

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 81
    باردید دیروز : 19
    گوگل امروز : 0
    گوگل دیروز : 8
    بازدید هفته : 109
    بازدید ماه : 378
    بازدید سال : 2,352
    بازدید کلی : 34,672
    خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    جستجو