close
دانلود آهنگ جدید
مفهومی
سه شنبه 23 مهر 1398

ADS [A1]
اطلاعات کاربری

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
کدهای اختصاصی

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

    زنان ریشه های انسانیت اند ؛

     

    اشتباه خواهد بود اگر فکر کنیم

     

    با محدود کردن ریشه ها

     

    شاخه ها بهتر رشد خواهند کرد !

     

    هر قدر ریشه ها محدودتر شود ،

     

    شاخه ها پژمرده تر ، فاسدتر

     

    و رشد نایافته تر خواهند شد ...

     

     

     


    نویسنده : سید محمد
    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

    ﻫﺮﭼﻪ ﺭﻭﺡ ﺷﻤﺎ ﻋﻈﯿﻢ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ

    ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﺮ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ

    ﻫﺮﭼﻪ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﺗﺮ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪﯼ

    ﻫﺮﭼﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﻣﯿﺸﻮﯼ

    ﻫﺮﭼﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﺷﻮﯼ ﮐﻤﺘﺮ ﺁﺳﯿﺐ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ

    ﻫﺮﭼﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﺁﺳﯿﺐ ﺑﯿﻨﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﻣﯿﺒﺨﺸﯽ

     ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺭوحتان افزون باد

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

    عروسکی که در پنج سالگی خراب شد و کلی غصه اش را خوردیم، در ده سالگی دیگر اصلا مهم نیست..

    نمره امتحانی که در دبیرستان کم شدیم و آنقدر به خاطرش اشک ریختیم و روزگارمان را تلخ کرد در دوران دانشگاه هیچ اهمیتی ندارد و کلا فراموش شد...

    آدمی که در اولین سال دانشگاه آنقدر به خاطرش غصه خوردیم و اشک ریختیم و بعد فهمیدیم ارزشش را نداشته و دنیایمان ویران شد، در سی سالگی تبدیل به غباری از یک خاطره دور دور دور شده که حتی ناراحتمان هم نمیکند....

    و چکی که برای پاس کردنش در سی سالگی آنقدر استرس و بی خوابی کشیدیم، در چهل سالگی یک کاغذ پاره بی ارزش و فراموش شده است...

    پس یقین داشته باشيم که مشکل امروزت، اینقدرها هم که فکر میکنیم بزرگ نیست...

    این یکی هم حل می شود ...

    میگذرد و تمام میشود...

    غصه خوردن برای این یکی هم همان قدر احمقانه است که درسی سالگی برای. خراب شدن عروسک پنج سالگی غصه بخوریم!

    دوستان ارزشمندم؛

    همه مشکلات،همان اسباب بازي پنج سالگی است...

     

     


    نویسنده : سید محمد
    نویسنده : سید محمد
    نویسنده : سید محمد
    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

    ﺷﺒﻲ ﻣﺎﺭ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻛﺎﻥ ﻧﺠﺎﺭﻱ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﻱ

    ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻥ ﻏﺬﺍ

    ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﻣﺎﺭ

    ﮔﺸﺘﻲ ﻣﻴﺰﺩ ﺑﺪﻧﺶ ﺑﻪ ﺍﺭﻩ ﮔﻴﺮ ﻣﯿﻜﻨﺪ ﻭ ﻛﻤﻲ ﺯﺧﻢ ﻣﻴﺸﻮﺩ

    ﻣﺎﺭ ﺧﻴﻠﻲ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ

    ﺍﺭﻩ ﺭﺍ ﮔﺎﺯ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ

    ﻛﻪ ﺳﺒﺐ ﺧﻮﻧﺮﻳﺰﻱ ﺩﻭﺭ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺍﻭ ﻧﻤﻴﻔﻬﻤﺪ ﻛﻪ ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﻲ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ

    ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﺭﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻭ ﻣﺮﮔﺶ

    ﺣﺘﻤﻲ ﺳﺖ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﻣﻴﮕﯿﺮﺩ

    ﺑﺮﺍﻱ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﻓﺎﻉ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ

    ﺷﺪﻳﺪﺗﺮ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﻨﺪ

    ﻭ ﺩﻭﺭ ﺍﺭﻩ ﺑﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﭘﻴﭽﺎﻧﺪ ﻭ ﻫﻲ ﻓﺸﺎﺭ ﺩﺍﺩ .

    ﻧﺠﺎﺭ ﺻﺒﺢ ﻛﻪ ﺁﻣﺪ

    ﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﺑﺠﺎﯼ ﺍﺭﻩ ﻻﺷﻪﺀ ﻣﺎﺭﻱ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺯﺧﻢ

    ﺁﻟﻮﺩ ﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ

    ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺑﻴﻔﻜﺮﻱ ﻭ ﺧﺸﻢ ﺯﻳﺎﺩ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

    ﺍﺣﻴﺎﻧﺎ ﺩﺭﻟﺤﻈﻪ ﺧﺸﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ

    ﺑﺮﻧﺠﺎﻧﻴﻢ ﺑﻌﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﻴﺸﻮﻳﻢ

    ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻧﺠﺎﻧﺪﻩ ﺍﻳﻢ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻲ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﺩﺭﻙ

    ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻛﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﺩﻳﺮ ﺷﺪﻩ ...

    ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮﺍﺣﺘﻴﺎﺝ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﭼﺸﻢ

    ﭘﻮﺷﻲ ﻛﻨﻴﻢ

    ﺍﺯ ﺍﺗﻔﺎﻗﻬﺎ؛

    ﺍﺯﺁﺩﻣﻬﺎ؛

    ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ؛

    ﮔﻔﺘﺎﺭﻫﺎ؛

    ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻳﺎﺩ ﺩﻫﻴﻢ ﺑﻩ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ

    ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ ﻭ ﺑﺠﺎ .

    ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﻛﺳﻲ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺭﻭﺑﺮﻭﻳﺶ

    ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﻭﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻛﻨﻲ !

    ﮔﺎﻫﻲ ﺑﺮﻭ

    ﮔﺎﻫﻲ ﺑﻤﺎﻥ

    ﮔﺎﻫﻲ ﮔﺮﻳﻪ ﮐﻦ

    ﮔﺎﻫﻲ ﺑﺨﻨﺪ

    ﮔﺎﻫﻲ ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻥ

    ﮔﺎﻫﻲ ﺭﻫﺎ ﺷﻮ

    ﮔﺎﻫﻲ ﺑﺒﺨﺶ

    ﮔﺎﻫﻲ ﻳﺎﺩ ﺑﮕﻴﺮ

    ﻭ ﮔﺎﻫﻲ ..

    ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

    یک يوز پلنگ، اگر با هزار کیلومتر سرعت هم بدود ؛ باز نمیتواند ؛ به پرواز درآید.

     ولى ، یک گنجشک کوچک با کمترین سرعت هم پرواز می کند . زیرا براى پرواز نیاز به بال داریم؛ نه قدرت و سرعت!

    بالِ پرواز ما انسانها ، ذهن ماست. موفقیت، هیچ ربطى به هیکل، زیبایى، جنسیت، قدرت، سن و سال، داخلى و خارجى بودن ندارد!

    درصد موفقیت انسانها بستگى به درصد استفاده از قدرت ذهنشان دارد.

     

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

    پدر زحمتکش در دمای 50 درجه سخت مشغول کار کردن بود

    و پسر 26 ساله اش بی توجه غرق در فیسبوک این پست را گذاشت: " بسلامتی همه ی پدرا... مادر از 5 صبح بیدار شده بود و مشغول کار های خانه ولی دخترش ساعت 2 ظهر از خواب بیدار شد و چند ساعت بعد در فیس بوک پست گذاشت : همه ی هستی ام مادر...

    در همان لحظه مادر وارد اتاق دختر شد

    دختر داد زد : هزار بار بهت گفتم بی اجازه نیا تو اتاقم، نمی فهمی؟؟؟ راستی، پست دختر کلی لایک خورد... مرد تابلوی خاتم کاری شده زیبایی را که خریده بود،

    روی دیوار نصب کرد...

    همسرش گفت: حال برادرت را که بیمار است پرسیده ای...؟

    با عصبانیت گفت: الان حوصله ندارم...

    راستی! روی تابلو نوشته بود:

    "بیا تا قدر یکدیگر بدانیم..." !

    راستی! هیچ فکر کرده ایم که شعار هایمان در دنیای مجازی، چقدر، به رفتارمان در فضای حقیقی شباهت دارند؟؟!

     

     


    نویسنده : سید محمد
    نویسنده : سید محمد
    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

    زندگى همين است،
    اراده ى راسخ تان را در ترك سيگار تحسين مى كنيد
    و بعد يك صبحِ سردِ زمستانى تصميم مى گيريد
    چهار كيلومتر پياده برويد تا يك پاكت سيگار بخريد...

     

     

     

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

     

     

     

    دیالوگ ماندگار و زیبا از فیلم شجاع دل Braveheart 1995

     

     

     

    ویلیام والاس: همه ی آدم ها میمیرن، ولی هر آدمی واقعا زندگی نمیکنه

     

     

     

     



    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

     

    آدمی ناتوان ترین موجود جهان است
     
    بویژه در برابر خودش
     
    هیچ کس بهتر از خود انسان نمی تواند خودش را فریب دهد
     
    هر کس نیمی از عمرش را در فریبدادن خود تلف می کند


    نویسنده : سید محمد
    نویسنده : سید محمد
    نویسنده : سید محمد
    نویسنده : سید محمد
    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

    امشب یهو دلــــم کودتا کرد...

    تو رو می خواســــت.. . . . . . . .

    ســَـرَم رو کردم زیر ِ بالشت آروم به دلــــم گفتم خــــفه شو...

    دوره دموکراسی گذشته...

    می زنم لهـــت میکنم!!!

     

     

     

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

     

     

    ﺁﺩﻣﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﯼ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ
    ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﻦ،
    ﭼﻮﻥ ﺍﻭﻧﺎ ﻣﯿﻔﻬﻤﻦ، ﻣﯽ ﺷﻪ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ
    ﺩﺍﺩ ﻭ ﻧَﻤﺮﺩ ..

     

     

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     


    در هجده سالگى، نگران تفكر ديگران در مورد خودتان هستيد. وقتى چهل ساله مى شويد، اهميتى نمى دهيد كه ديگران در مورد شما چه فكر مى كنند و زمانى كه شصت ساله مى شويد، پى مى بريد كه اصلا هيچكس در مورد شما فكر نمى كرده است!
    پس بهتر است زمانى را كه براى نگران شدن در مورد اينكه مردم درباره لباس، خانه و عقيده ها و هدفهاى شما چه فكرى مى كنند هدر دهيد، صرف تفكر و انديشيدن در مورد انجام كارهايى كنيد كه شما را به اهدافتان مى رساند.

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

     

    پدرم دلواپسِ آینده‌ی خواهرم است، اما حتی یک‌بار هم اتفاق نیفتاده که با هم به کافی شاپ بروند، در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند بلند بخندند.

    خواهرم نگرانِ فشارِ کاریِ پدرم است، اما حتی یک‌بار هم نشده که خواسته‌هایش را به تعویق بیاندازد تا پدر برای مدتی احساسِ آرامش کند.

    مادرم با فکرِ خوشبختیِ من خوابش نمی‌برد. اما حتی یک‌بار هم نشده که با من در موردِ خوشبختی‌ام صحبت کند و بپرسد: فرزندم چه چیزی تو را خوشحال‌ می‌کند؟

    من با فکرِ رنج و سختیِ مادرم از خواب بیدار می‌شوم. اما حتی یک‌بار هم نشده که دستش را بگیرم، با او به سینما بروم، با هم تخمه بشکنیم، فیلم ببینیم و کمی به او آرامش بدهم.

    ما از نسلِ آدم‌های بلاتکلیف هستیم. از یک‌طرف در خلوتِ خود، دلمان برای این و آن تنگ می‌شود، از طرف دیگر، وقتی به هم می‌رسیم، لال‌مانی می‌گیریم! انگار نیرویی نامرئی، فراتر از ما وجود دارد که دهانمان را بسته تا مبادا چیزی در موردِ دل‌تنگی‌مان بگوئیم!

    تکلیفمان را با خودمان روشن نمی‌کنیم. یکدیگر را دوست می‌داریم اما آنقدر شهامت نداریم که دوست‌داشتن‌مان را ابراز کنیم. ما آدم‌های بیچاره‌ای هستیم!

     

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

     

    شادمان ترين مردم، بهترين چيزها را در زندگى ندارند،بلکه آنها بهترين "برداشت" را از
    زندگى دارند
    به امید برداشت های خوب از زندگی
    لحظه هاتون پر انرژى
    و شاد

     

     

     

     

     

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     


    انسان‌ها عاشق شمردن مشکلاتشان هستند
    اما لذت‌هایشان را نمی‌شمارند
    اگر آنها را هم می‌شمردند
    می‌فهمیدند که به اندازه کافی از زندگی لذت برده‌اند ...

     

     

     


    نویسنده : سید محمد
    نویسنده : سید محمد
    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

     

    دلت را بتکان...
    اشتباهاتت وقتی افـتاد روی زمیـن...
    بگذار همانجا بماند...
    فـقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربـه را بیرون بکش...
    قاب کن...
    و بزن به دیوار دلت...
    اشتباه کردּن اشتباه نیست...
    در اشتباه ماندن اشتباه است...

     

     

     

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

    زغال هاي خاموش را
    کنار زغال هاي روشن ميگذارند
    تا روشن شود
    چون همنشيني اثر دارد

    ما هم مثل همان زغال هاي خاموشيم
    اگر کنار افرادي بنشينيم
    که روشنند
    که گرما و حرارتي دارند...

    ما هم به طبع آن ها
    نور و حرارت و گرما پيدا ميکنيم.

    پس آدمی انتخاب کنید
    که بشما انرژی ببخشد!

     

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

    ﺳﻌﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺣﻀﻮﺭﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺥ ﺑﮑﺸﯿﺪ،
    ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻏﯿﺎﺏﺗﺎﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﻮﺩ ...

     

     

     

     


    نویسنده : سید محمد
    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

     

     

     

    اغلب فکر می‌کنیم اینکه به یاد کسی هستیم
    منتی است بر گردن آن شخص!
    غافل از اینکه اگر به یاد کسی هستیم
    این هنر اوست نه ما
    “به یاد ماندنی بودن”
    بسیار مهمتر از به یاد بودن است …

     

     

     

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

     

    من عقابی بودم که نگاه یک مار
    سخت آزارم داد
    بال بگشودم و سمتش رفتم
    از زمینش کندم
    به هوا آوردم
    آخر عمرش بود که فریب چشمش ، سخت جادویم کرد
    در نوک یک قله ، آشیانش دادم که همین دل رحمی ، چه به روزم آورد
    عشق ، جادویم کرد
    زهر خود بر من ریخت
    از نوک قله زمین افتادم
    تازه آمد یادم ، من عقابی بودم بر فرازِ یک کوه
    آشیانِ خود را به نگاهی دادم .....

     

     

    http://www.axgig.com/images/70277960783488682222.jpg



    نویسنده : سید محمد
    صفحات سایت
    تعداد صفحات : 2
    آمار سایت
    آمار مطالب
    کل مطالب : 349
    کل نظرات : 70
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 2
    تعداد اعضا : 3

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 245
    باردید دیروز : 283
    گوگل امروز : 1
    گوگل دیروز : 1
    بازدید هفته : 528
    بازدید ماه : 1,761
    بازدید سال : 11,493
    بازدید کلی : 46,607
    خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    جستجو