close
دانلود آهنگ جدید
کلاه قرمزی
سه شنبه 23 مهر 1398

ADS [A1]
اطلاعات کاربری

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
کدهای اختصاصی

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

     

    مجري: فاميل ميبيني چقدر گروني شده؟


    فاميل: بله همين روزاس که ديگه پول واس غذا خريدن هم نداشته باشيم!


    مجري: به نظرت بايد چيکار کنيم؟


    فاميل: بايد رنگ سبز بزنيم به خودمون بريزيم تو خيابونا!


    مجري: حرکت سياسي کنيم!؟


    فاميل: نه بابا...بريم زير نور آفتاب فتوسنتز کنيم!

     

     

     



    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

    دیالوگ های ماندگار سریال کلاه قرمزی و پسرخاله  مجری-فامیل دور


     

    مجري: فاميل دور اين برگه چيه دستته؟

    فاميل: ليست کلاساييه که بچه م رو توش ثبت نام کردم،نوشتم که ساعتاشون يادم نره


    مجری:بده ببينم...زبان فرانسه؟ مبانی نانو تکنولوژی!؟ فيزيک هسته اي!!!!؟ اينا چيه!؟


    فاميل:چیز خاصی نیست آقاي مجري اين بچه همسايه الفبا رو ياد گرفته

     

     

    نميدوني ننه باباش چه پزي ميدن! ميخوام روشون رو کم کنم!


    مجري: پس اين بچه کي بايد بچگي کنه!؟


    فاميل: از هفت تا هفت و نيم کراس نداره،ميتونه اونموقع بچگي کنه!

    تازه واس آينده ش هم خوبه،مثل من آس و پاس نميشه

     

    مجري: يني چون تو نتونستي به جايي برسي اين بچه حتماٌ بايد دکتر مهندس شه!؟

    فاميل: خدا نکنه آقای مجری این حرفو دیگه نزنیدا!!

    دکتر مهندسا که همه بيکارن! من ميخوام بچه م کلاهبردار شه!

     

     

     

     

     

     

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

    دیالوگ های ماندگار سریال کلاه قرمزی و پسر خاله آقو

     

    آقو ما يه بار مغز پروانه خورديم رفتيم زن گرفتيم،

    يني شيرين ترين و فرحبخشترين لحظات عمرمونو در زندگي زناشويي تجربه کرديم...

    ميرفتيم سر کار زنمون ميگفت چرا انقد ميري سر کار؟چرا به من نميرسي؟

    ميمونديم تو خونه ميگفت چرا نميري سر کار؟پس کي ميخواد پول بياره تو اين خونه؟

    ميشستيم رو مبل ميگفت من بايد از صبح تا شب تو اين خونه جون بکنم جنابعالي رو مبل لم بدي؟

    پا ميششديم کمکش کنيم ميگفت اومدي خرابکاري کني؟

    قيافه مون ژوليده پوليده بود ميگفت تو اصلاٌ بخاطر من به خودت نميرسي!

    به خودمون ميرسيديم ميگفت داري خودتو برا کي خوشگل ميکني؟

    از دستپختش تعريف نميکرديم ميگفت تو اصلاٌ قدرشناس زحمتاي من نيستي!

    تعريف ميکرديم ميگفت ها؟ چه گندي زدي که حالا با اي حرفا ميخواي وجدانتو راحت کني؟

    ...ها ها ها ها ها... خرد و نابود شدیما.......

    آقامون خدابيامرز راست ميگفت "اگه يه روز بهت گفتن

    بين زن گرفتن و سرطان گرفتن يکي رو انتخاب کن اصلاٌ از اسمش نترس...

    با شيمي درماني درست ميشه!


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

    دیالوگ های ماندگار سریال کلاه قرمزی

     

     

    جيگر: "ايشالا دوماد شي" يني چي؟ يني چي؟ يني چي؟


    مجري: اين يه نوع دعاي خيره


    فاميل: آقاي مجري اين يه نوع دعاي خير بود!

     

     

    الآن ديگه با سکه ي دونه اي يه ميليون يه نوع نفرين به حساب مياد!


    مجري: بالاخره همه بايد ازدواج کنن ديگه،اين شتريه که در خونه همه ميخوابه


    فاميل: آقاي مجري شتر چيه!؟ گودزيلاس لامصب!


    مجري: ديگه اينجوريام نيس،ازدواج هم شيريني هاي خودشو داره


    فاميل: بله اتفاقاٌ مرگ موش هم شيرينه!


    مجري: هر آدمي يه همدم ميخواد


    فاميل: هر همدمي هم پول ميخواد،هر پولي هم کار ميخواد،هر کاري هم پارتي ميخواد!

     

    به آدمي که پارتيش کلفت نيس نبايد گفت ايشالا دوماد شي!

     


     

     

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

     

    دیالوگ های ماندگار سریال کلاه قرمزی

     

    مجري: خب...روز اول مدرسه چطور بود؟


    پسرعمه: آقای مجری افتضاح!


    کلاه قرمزي: آقاي مدير دو ساعت تموم مارو سر صف نگه داشت زير آفتاب شصتاد

     

     

     

    درجه واسمون سخنراني کرد!...سیاه شدیم.


    مجري: خب چي ميگفتن؟


    پسرعمه: چرت و پرت! ميگفت درس خوندن شمارو خوشبخت ميکنه!


    مجري: خب راست ميگن ديگه،فقط با درس خوندن ميتونين پولدار شين


    کلاه قرمزي: اتفاقاٌ پارسال هم گفته بود پول خوشبختي نمياره!

     


    مجري: خب شما وقتي درس بخونين و يه مدرک تحصيلي خوب بگيرين ارزشتون

    پيش بقيه بيشتر ميشه


    پسرعمه: آخه دو سال پيش هم گفته بود ارزش آدما به مدرک تحصيليشون نيس!


    مجري: بالاخره مدرک لازمه


    کلاه قرمزي: جالبه سه سال پيش هم گفته بود شما نبايد واس مدرک درس بخونين!

     

     



    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

     

    دیالوگ های ناب ماندگار فامیل دور و مجموعه کلاه قرمزی

     

    فاميل دور: کاشکي شعور هم مدرک داشت تا بعضيا به هواي مدرکش هم که شده ميرفتن يادش ميگرفتن!
    همساده: آقو ايجوري که خيلي بدتر ميشد
    آقاي مجري: همساده جان چطور مگه؟
    همساده: آخه ايجوري بعضيا ميرفتن مدرک جعلي ميخريدن ديگه نميشد بيشعور بودنشون رو ثابت کرد!
    فاميل دور: من ديگه حرفي ندارم..!

     

     

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

     

    آقایﻣﺠﺮﻱ : ﮐﻲ ﻣﻴﺪﻭﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﭼﻴﻪ؟
    ﻓﺎﻣﻴﻞ دور : ﺑﻪ ﺧﺮﻳﺖ ﺭﻣﺎﻧﺘﻴﮏ ﻣﻴﮕﻦ ﻋﺸﻖ!
    ٱقایﻣﺠﺮﻱ : ﻋﺸﻖ ﻳﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻴﻠﻲ ﺧﻮﺑﻪ
    ﭘﺴﺮﻋﻤﻪزا : ﻣﺜﻞ ﺣﺴﻲ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﻳﻲ ﺩﺍﺭﻩ !
    ٱقایﻣﺠﺮﻱ : ﺧﻴﻠﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ !
    ﮐﻼﻩ ﻗﺮﻣﺰﻱ : ﻣﺜﻞ ﺣﺴﻲ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﺁﺩﻡ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﻳﻲ ﺩﺍﺭﻥ !


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

     

    دیدگاه فامیل دور درباره باز ماندن در

     

    آقای مجری: واسه چی در ُ باز گذاشتی؟
    فامیل دور: واسه بهار.
    از در بسته دزد رد می‌شه ولی از در باز رد نمی‌شه.
    وقتی یه در ُ باز بذاری که دزد نمیاد توش. فکر می‌کنه یکی هست
    که در ُباز گذاشتی دیگه. ولی وقتی در بسته باشه، فکر می‌کنه
    کسی نیست ُ یه عالمه چیز خوب اون ‌تو هست ُ می‌ره سراغ‌شون دیگه.
    در باز ُ کسی نمی‌زنه. ولی در بسته رو همه می‌زنند.
    خود شما به خاطر اینکه بدونی توی این پسته دربسته چیه، می‌شکنیدش.
    شکسته می‌شه اون در. دل آدم هم مثل همین پسته می‌مونه.
    یه سری از دل‌ها درشون بازه. می‌فهمی تو دلش چیه.
    ولی یه سری از دل‌ها هست که درش بسته ‌اس.
    این‌قدر بسته نگهش می‌دارند که بالاخره یه روز مجبور می‌شند بشکنند و همه‌چی خراب می‌شه.
    آقای مجری: در ِدلِ آدم چه‌جوری باز می‌شه؟
    فامیل دور: درِ دلِ آدم با دردِ دله که باز می‌ش

     

     

    دوستان اگه غزل حافظ رو که بیت آخر اونو فامیل دور تکرار میکنه بخونید برید ادامه مطلب

     



    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

    مجري: فاميل دور چرا ناله ميکني؟
    فاميل: آقاي مجري اين کفشاي جديدم پدرم رو درآوردن!
    مجري: اين چه کفشيه؟
    فاميل: کفش "من ماک"،تو تلوزيون ميگن هرکي اين کفشارو بپوشه چشماش رنگي ميشه
    مجري: نخير،امکان نداره تلوزيون از اين حرفا بزنه،تو تلوزيون هيچوقت دروغ نميگن
    فاميل: بله حق با شماس،راستي امروز اخبار کانال يک ميگفت حقوق بازنشسته هارو هفته پيش واريز کردن،شما گرفتين؟
    مجري: نه بابا من همين الآن حسابمو چک کردم خبري نبود،حالا تو چشم رنگي ميخواي چيکار؟
    فاميل: ميخوام بازيگر شم!
    مجري: مگه بازيگر شدن به چشم رنگي داشتنه!؟
    فاميل: نه با پول هم ميشه بازيگر شد ولي حقوق شمارو که ندادن هنوز!
    مجري: کسي بازيگر ميشه که بتونه نقش بازي کنه!
    فاميل: آقاي مجري اگه بازيگر شدن به نقش بازي کردن بود که نصف مسئولين ميرفتن بازيگر ميشدن!

     

     

     



    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

     

    مجری :تو خجالت نمیکشی معدلت 15 شده؟

    پسرعمه: نه!

    مجری: میدونی بچه ی آقای اکبری بیست شده؟

    پسرعمه: میدونی آقای اکبری واس بچه ش پلی استیشن خریده؟

    مجری: چه ربطی داره!؟

    پسرعمه: هروقت شما عین آقای اکبری شدی منم عین بچه ش میشم!

    مجری: خب من اونقدر پول ندارم!

    پسرعمه: منم اونقدر مخ ندارم!

    مجری: ینی من اگه واس تو پلی استیشن بخرم درس میخونی!؟

    پسرعمه: آدم وقتی پلی استیشن داره مگه خله بشینه درس بخونه!؟

    مجری: بچه ی آقای اکبری که هم پلی استیشن داره هم درس میخونه!

    پسرعمه: آها...حالا فهمیدی این بچه خله!؟ پس انقدر سرکوفتشو به من نزن!

     

     

     

     

     


    نویسنده : سید محمد

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

    کلاه قرمزی 1

    AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

     

     

    فاميل(با عجله): بدبخت شديم!
    پسرعمه: مگه قبلاٌ خوشبخت بوديم!؟
    فاميل: بدبخت تر شديم!
    همساده: کاکو از نظر فيزيولوژيکي امکان نداره من بدبخت تر از ايني که هستم شم!
    فاميل: اي بابا چرا انقد بحث ميکنين!؟ آقاي مجري فهميده کيک تو يخچال رو خورديم داره مياد سراغمون!
    پسرعمه: باز ما يه چيزي تو اين خونه خورديم بايد تا يه هفته خفت بکشيم!
    فاميل: همساده تو که روزي 12بار کتک ميخوري بيا اينو هم گردن بگير!
    (مجري مياد)
    همساده: آقو تقصير منه!
    مجري: چي؟
    همساده: هرچي شما بگي،شکست سنگين برزيل به آلمان،اختلاس 3هزار ميلياردي،جنگ جهاني دوم...
    مجري: پس کيک رو کي خورده؟ پسرعمه تو خوردي؟
    پسرعمه: اي خدا اين داره ميگه جنگ جهاني تقصير منه شما هيچي بهش نميگي بعد واس خوردن يه کيک 7تومني به من گير ميدي!؟

     

     

     

     


    نویسنده : سید محمد
    آمار سایت
    آمار مطالب
    کل مطالب : 349
    کل نظرات : 70
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 2
    تعداد اعضا : 3

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 218
    باردید دیروز : 283
    گوگل امروز : 1
    گوگل دیروز : 1
    بازدید هفته : 501
    بازدید ماه : 1,734
    بازدید سال : 11,466
    بازدید کلی : 46,580
    خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    جستجو