close
تبلیغات در اینترنت
ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم
چهارشنبه 30 آبان 1397

ADS [A1]
اطلاعات کاربری

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
کدهای اختصاصی

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

    جذامیان به ناهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند.
    حلاج برسفره آنها نشست و چند لقمه بر دهان برد.
    جذامیان گفتند: دیگران بر سفره ما نمی نشینند و از ما می ترسند
    حلاج گفت: آنها روزه اند و برخاست.
    غروب، هنگام افطار حلاج گفت: خدایا روزه مرا قبول بفرما.
    شاگردان گفتند: استاد ما دیدیم که تو روزه شکستی.
    حلاج گفت: ما مهمان خدا بودیم. روزه شکستیم، اما دل نشکستیم.


    آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم
    آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم
    از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
    ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم

     



    نویسنده : سید محمد
    ارسال نظر برای این مطلب

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی
    آمار سایت
    آمار مطالب
    کل مطالب : 349
    کل نظرات : 70
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا : 3

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 23
    باردید دیروز : 19
    گوگل امروز : 0
    گوگل دیروز : 8
    بازدید هفته : 51
    بازدید ماه : 320
    بازدید سال : 2,294
    بازدید کلی : 34,614
    خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    جستجو