close
دانلود آهنگ جدید
روباه و شاهزاده کوچولو
دوشنبه 22 مهر 1398

ADS [A1]
اطلاعات کاربری

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
کدهای اختصاصی

  • ترجمه متون انگلیسی شما با قیمتی استثنایی کلیک کنید
  •  

     

     

    روباه گفت: سلام.
    شازده كوچولو مودبانه جواب داد: سلام…
    شازده كوچولو به او پیشنهاد كرد: بیا با من بازی كن. من خیلی تنها هستم.
    روباه گفت: من نمی‌توانم با تو بازی كنم. چون اهلی نشده‌ام.
    شازده كوچولو آهی كشید و گفت: ببخشید «اهلی كردن » یعنی چه؟
    روباه گفت: اهلی کردن چیزی است كه آدم‌ها آن را فراموش کرده‌اند. یعنی ایجاد علاقه کردن… مثلا تو برای من هنوز پسربچه‌ای هستی مثل صد هزار پسربچه دیگر. نه من نیازی به تو دارم نه تو نیازی به من داری. من هم برای تو روباهی هستم، مثل صد هزار روباه دیگر. ولی اگر تو مرا اهلی‌كنی، هر دو به هم نیازمند خواهیم بود. تو برای من یگانه می‌شوی و من برای تو در همه عالم یگانه خواهم شد.
     شازده كوچولو گفت: كم‌كم دارم می‌فهمم. یك گل هست كه گمانم مرا اهلی كرده باشد.
    روباه دنبال سخن پیشین خود را گرفت: اگر تو مرا اهلی كنی، زندگیم متحول خواهد شد، صدای پای تو با صدای همه پاهای دیگر فرق خوهد داشت. با شنیدن صدای پاهی دیگر به سوراخ خود فرار می‌کنم و صدای پای تو مرا از لانه بیرون خواهد کشید. علاوه بر این، نگاه كن. آنجا آن گندمزارها را می‌بینی؟ من نان نمی‌خورم و گندم از نظر من به هیچ دردی نمی‌خورد. پس گندمزارها مرا به یاد چیزی نمی‌اندازند و این البته غم‌انگیز است ولی موهای تو طلایی است. پس وقتی مرا اهلی كنی گندم كه طلایی‌رنگ است یاد تو را برایم زنده می‌كند، آن موقع من صدای پیچیدن باد در گندمزارها را دوست خواهم داشت. بیا و مرا اهلی كن .
    شازده كوچولو گفت: دلم می‌خواهد ولی خیلی وقت ندارم. باید دوستانی پیدا كنم و بسیار چیزها هست كه باید بشناسم.
    روباه گفت: هیچ چیز را تا اهلی نکرده‌ای نمی‌توانی بشناسی. آدم‌ها دیگر وقت شناختن چیزها را ندارند. همه چیزها را حاضر و آماده ازمغازه‌ها می‌خرند ولی چون مغازه‌ای نیست كه دوست بفروشد همه مانده‌اند بی‌دوست. تو اگر دوست می‌خواهی مرا اهلی كن!
     شازده كوچولو گفت: چه كار باید بكنم؟
    روباه جواب داد: باید خیلی حوصله كنی. اول كمی دور از من این‌جور روی علف‌ها می‌نشینی. من از زیر چشم به تو نگاه می‌كنم و تو حرفی نخواهی زد. تمام سوءتفاهم‌ها ناشی از زبانست. اما تو هر روز كمی نزدیك‌تر می‌نشینی . ..
    شازده كوچولو روباه را اهلی كرد و چون ساعت جدایی نزدیك شد، روباه گفت: آه، من گریه خواهم كرد.
     شازده كوچولو گفت: تقصیر خودت است. من بد تو را نمی‌خواستم، ولی خودت خواستی كه اهلیت كنم.
    روباه گفت: درست است.
     شازده كوچولو گفت: ولی تو گریه خواهی كرد.
     روباه گفت: درست است.
     شازده كوچولو گفت: پس چیزی برای تو نمی‌ماند.
     روباه گفت: چرا می‌ماند؛ رنگ گندمزارها.

     

     

     


    نویسنده : سید محمد
    ارسال نظر برای این مطلب

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی
    آمار سایت
    آمار مطالب
    کل مطالب : 349
    کل نظرات : 70
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا : 3

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 260
    باردید دیروز : 22
    گوگل امروز : 1
    گوگل دیروز : 2
    بازدید هفته : 260
    بازدید ماه : 1,493
    بازدید سال : 11,225
    بازدید کلی : 46,339
    خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    جستجو